ملک مشاع و روش تقسیم املاک مشاع
۱۳۹۵-۰۱-۲۰
حضانت فرزند در قانون و حقوق مادران
۱۳۹۵-۰۳-۲۴

قانون و عدالت و تفاوت آن ها … 

هرچند به ذهنم فشار می آورم تا از قانون ، عدالت ، وکیل و این شغل پر مخاطره چند سطری مختصر در این مقدمه بگنجانم، بیشتر واژه ها را گم می کنم.

چه زمان هایی احساس می کنید بی عدالتی در حق شما یا سایرین اتفاق افتاده ؟
آیا در زندگی روزمره تان تجاربی را می بینید که به نظر شما بی عدالتی است ؟
آیا به قانون در همه امور زندگی اعتقاد دارید ؟
به نظر شما تفاوت عدالت با قانون در چیست ؟ کدامیک صحیح و مناسب است ؟
آیا باید بین افراد قانون برقرار باشد ؟
یا می بایستی عدالت را جاری و ساری ساخت؟  عدالت به چه معنا است ؟

عدالت یعنی ، قرار گرفتن هر چیزی ، سر جای خودش و به اندازه خودش

اشتباه بسیار بد و غلط رایج برخی از ما این است که در افکار و گفتار و کلام از واژه عدل و عدالت به معنا و مفهوم قانون استفاده می کنیم .

یعنی بسیاری اوقات ، قانون را مساوی عدل و عدالت می دانیم و بر همین اساس می اندیشیم ، صحبت کرده و رفتار می نماییم و به این شکل در حقیقت به خود و سایرین ظلم کرده و اشتباه سنگینی را مرتکب می شویم .

اما زمانیکه ساده لوحانه تفاوت های ظاهری بین داشته ها و نوع و جنس تجارب بین خود و سایرین را دیده و آنها را به حساب بی عدالتی بگذاریم، همواره نالان و شاکی و ناراضی از این تفاوت ها بوده و می اندیشیم :

عدالت بین ما رعایت نشده ، و با استفاده از کلمه عدالت به جای قانون ، آنرا زیر سوال می بریم .

اغلب سمبل عدالت را زنی که در یک دست ترازو  و در دست دیگر شمشیر دارد می دانند ، که گاهی چشم های زن بسته و گاهی باز است .

زن نماد ،  عواطف و احساسات است و منظور از زنی با چشمان بسته ، عدالتی است که تنها از جایگاه سر و از روی عقل و منطق باشد و فقط رفتار ،را مورد قضاوت قرار می دهد ، بدون اینکه کوچترین توجهی به دلیل انجام آن و شرایط فرد باشد و منظور از زنی که چشمان باز دارد عدالتی است که در آن هم به رفتار و هم به دلایل انجام آن رفتار توجه شده است.

آنچه در دستان من و امثال وکیل است حقی است از جنس ناس، چیزی که خدا هم نبخشود، خدایی که به رحیمی و کریمی و مهربانی شهره ی آفاق است.

من ذره ای کوچک از ملّتی بزرگ، کسی که در پهنه ی بیکران حقوق همچون تبصره ای است منسوخ و متروک شده؛ و بر شانه هایم حس مسئولیتی بزرگ به بزرگی یک قانون، می خواهم از پس دستان کوچک اما توانگرم افقی بسازم رو به زیبایی و محبت، عدالتی هدیه کنم به قشنگی خورشید تا غروب کند هر چه کینه است و بدی.

و در این راه خواهم پیمود هر چه سختی و صعب العبوری است و درهم خواهم شکست هرچه کوه و خواهم شکافت هر چه صخره است و با ذره ذره ی عشق عجین شده در تمام وجودم، خواهم ساخت ایرانی به بزرگی دنیا.

و خواهم کوشید در راه احقاق هر آنچه حق است تا شاید سنگریزه ای باشم در دریای مواج آنکه عدالت حقیقی را خواهد گسترانید. 

قانون